استخاره
همه مي دانيم کلمه خير در مقابل شر است " بهتر و بدتر " و در لغت عرب که از عبارت " خار الشي علي غيره " استفاده مي کنند، هنگامي است که مي خواهند برتري چيزي را بر ديگري ياد آور شوند .
باب استفعال که از جمله ابواب مزيد فيه عربي است معناي طلب و خواستن در آن نهفته است واستخاره نيز که مصدر اعلال شده همان باب است معني خواستن در آن پنهان است يعني ( طلب خير کردن ) عرب زبانان در جمله ( استخار الله العبد فخارله ) در حقيقت مي گويند: بنده اي از خداي بزرگ در خواست نيکي کرد خداي بزرگ نيز خير و خوبي براي او رقم زد " طلب من الله الخير فاولاه " از خداوند خير خواست خدا نيز به او نيکي فرمود .
کلمه استخاره در عبارتهاي بسيار فقهي و روايي عنوان گرديده است ، مع الوصف در کتب عمده فقهي پيرامون آن سخني به ميان نيامده ، چرا که هيچ حکم الزامي به آن تعلق نگرفته است ، غافل از آنکه امور مندوبه و احکام استحبابي نيز از احکام فقهي است و لو الزامي در آن نيست، پس استخاره هم از احکام فقهي مستحبي به حساب می ايد و در زمره احکامي است که جايگاه الزامي در فقه ندارد اما بسيار فراوان است .
در گذشته استخاره اجمالاً و شايد با در نظر گرفتن معناي صرف معنوي مورد نظر متشرعين بوده است اما در روزگار ما رويکرد عرف به اين مقوله فقهي با عناوين مختلف ، مورد نظر گروه بسياري از مومنان است اما حقيقتاً استخاره چيست ؟
استخاره درخواست شايسته ترين راه از خداوند عزوجل براي کاري که در تدارک انجام آنيم از حيث فساد و صلاح ، سود و زيان دنيوي و اخروي از طريق دست يازيدن به قرآن شريف و يا اخذ قبضه تسبيح و يا کتابت رقعه و مانند اينها مي باشد .
استخاره در روش و عناوين مختلفي نقل شده که احياناً ريشه در اخبار و نصوص روايي دارد گر چه قرآن نيز رهنمون مومنان در کليه مسائل فردي و اجتماعي است همانگونه که در جريانات تاريخي و احوال علماء در خصوص تمسک جستن آنان به قرآن داستانها شنيده ايم و يا احياناً براي جماعت غير علمي مومن و قرآن پناه اعجاز آن حاصل آمده باشد و نتائج حياتبخشی را بدنبال داشته باشد .
ادامه مطلب...
امام خمينى از ولادت تا رحلت
در روز بيستم جمادى الثانى ۱۳۲۰ هجرى قمرى مطابق با ۳۰ شهریور ۱۲۸۱ هجرى شمسى ( ۲۱ سپتامپر ۱۹۰۲ ميلاد ى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علم وهجرت و جهاد و در خاندانى از سلاله زهراى اطهر س لام الله عليها ٬ روح الله الموسوى الخمينى پاى بر خاكدان طبيعت نهاد . او وارث سجایاى آباء و اجدادى بود كه نسل در نسل در كار هدایت مردم وكسب معارف الهى كوشيده ان د. پدر بزرگوار امام خمينى مرحوم آیه الله سيد مصطفى موسوى از معاصرین مرحوم آ یه الله العظمى ميرزاى شيرازى (ر ض) ٬ پس از آنكه ساليانى چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامى را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمين ملجاء مردم و هادى آنان در امور دینى بود . در حاليكه بيش از ۵ ماه ولادت روح الله نمى گذشت ٬ طاغوتيان و خوانين تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبى پدر را كه در برابر زورگوئيهایشان به مقاومت بر خاسته بود ٬ با گلوله پاسخ گفتند و در مسير خمين به اراك وى را به شهادت رساندن د. بستگان شهيد براى اجراى حكم الهى ق صاص به . تهران (دار الحكومه وق ت) رهسپار شدند و بر اجراى عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید بدین ترتبيب امام خمينى از اوان كودكى با رنج یتيمىآشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید . وى دوران كودكى و نوجوانى را تحت سرپرستى مادر مومنه اش ( با نو هاج ر) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیه الله خوانسارى ( صاحب زبده التصانيف ) بوده است . همچنين نزد عمه مكرمه اش ( صاحبه خانم ) كه بانویى شجاع و حقجو بود سپرى كرد اما در سن ۱۵ سالگى از نعمت وجود آن دو عزیز نيز مح روم گردید .
.ادامه مطلب...
بحث درباره آداب معاشرت است. در اين باره در قرآن كريم مسائلى مطرح شده كه بعضى از آنها عموميت دارد و بعضى درباره رسول اكرمصلى الله عليه وآله وسلم است كه شايد با بيانى كه عرض مىكنيم كمابيش قابل توسعه باشد.
1- آداب عمومى
آنچه مربوط به عموم افراد است، آدابى چند است كه در اين جا به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
در سوره نور چندين آيه هست كه كما بيش با هم مربوط است و از آيه 27 شروع مىشود: «يا ايها الذين آمنوا لاتدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على اهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون × فان لم تجدوا فيها احدا فلاتدخلوها حتى يؤذن لكم و ان قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو ازكى لكم والله بما تعملون عليم; اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به خانههايى كه خانههاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد. اين براى شما بهتر است، باشد كه پند گيريد. و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد: «برگرديد»، پس برگرديد، كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مىدهيد داناست.»
ادامه مطلب...
آداب السير والسلوك نامهاي از آقا محمّد بيدآبادي به ميرزاي قمي
مقدمه
انسان گرفتار آمده در عالم طبيعت و دور افتاده از عالم بيكران قدس و ملكوت، هر لحظه نيازمند نغمه روح افزايي ميباشد تا مرغ روح را از قفس تن بر عالم جان به پرواز درآورد و به همين سبب علماي اخلاق تذكر و نصحيت را براي همه كس، در هر زمان لازم و ضروري دانستهاند. در اين ميان نصايح، با هم تفاوت زيادي دارند و گاه اتفاق افتاده كه كلمهاي برآمده از جان وارستهاي در نفوس مستعد چنان كارگر افتاده كه چندين كتاب و منبر آن تأثير را نداشتهاند. از بزرگي پرسيدهاند: چرا اين همه در مجالس وعظ و تذكر شركت ميكني؟ پاسخ داد: هنوز آن كلمهاي كه قرار است مرا تكان دهد و حركتي در من ايجاد كند نيافتهام!
به همين جهت بزرگان به دنبال جانهاي آشنا بودند و از آنان تقاضاي موعظه ميكردند تا موجب حركتي در روح و اشتياقي در بدن براي طاعات باشد، هر چند آن بزرگان خود، آن معاني را به نحو كمال واقف بودند.
ميرزاي قمي (1150 ـ 1231 ق) 1 ميرزا ابوالقاسم بن حسن گيلاني شفتي رشتي معروف به ميرزاي قمي و صاحب قوانين ابتدا نزد پدرش درس خوانده و سپس به خوانسار رفته است. پس از آن نزد سيد حسين خوانساري جد صاحب روضات تلمذ نموده است. سپس در كربلا نزد وحيد بهبهاني درس خوانده و با اخذ گواهي اجتهاد از او به جاپَلَق، يكي از دهات بروجرد رفته است. او اندكي بعد در اصفهان و سپس در شيراز مقيم بوده تا اينكه به درخواست مردم قم در اين شهر ساكن و تا آخر عمر در آنجا به سر برده است. مدفن او در قبرستان شيخان قم معروف است. از مهمترين آثار ميرزا قوانين المحكمة و جامع الشتات و غنائم الايّام را ميتوان نام برد. بين ميرزا و مرحوم بيدآبادي صميميت كامل وجود داشته و ميرزا از مريدان آن مرحوم به شمار ميرفته، اين صميميت موجب گرديد كه بعدها شاگرد معروف بيدآبادي يعني حكيم آقا علي نوري از مريدان ميرزا گردد و بينشان مراسلات دوستانهاي رد و بدل گردد كه مشهور است. مولي محمد بيدآبادي (م 1198 ق) دوران زندگي بيدآبادي در بحرانيترين لحظات تاريخ ايران سپري شده است، اوايل عمر او مقارن با سقوط صفويه (1135 ق) و روي كار آمدن افاغنه بوده است. در زمان افاغنه و افشاريه نيز اوضاع اجتماعي و سياسي ايران با كشمكشهاي فراواني مواجه بود كه در تاريخ ثبت است. به هر حال دوره آخر عمر وي مواجه با حكومت كريمخان زند بوده (1163 ق) و در اين دوره وي به تربيت شاگردان علمي و اخلاقي همت گمارده است. شاگردي بيدآبادي نزد سه تن از بزرگان محرز و مسلّم است:
1
ادامه مطلب...
دوران کودکی و نوجوانی
رهبر عاليقدر حضرت آیت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه اى ٬ در روز ۲۴ تيرماه ۱۳۱۸ برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود . ایشان دومين پسر خانواده هستند . زندگى حجت الا سلام حاج سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دینى ٬ بسيار ساده بود . همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زیستى را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند . حجت الاسلام حاج سيد جواد خامنه ای و همسرشان که دختر حجت الاسلام سيد هاشم نجف آبادی بود . سعی بليغی در تربيت فرزند خود داشته و در دوران طفوليت زمينه شناخت و آشنایی او را با معارف اسلامی فراهم ساختن د. رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين
پدرم روحانى معروفى بود ٬ امّا خيلى پارسا و گوشه گي ر... زندگى ما به سختى مى » : مى گوین د گذشت . من یادم هست ش بهایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبو د! مادرم با زحمت براى ما «. شام تهيه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بو د امّا خانه اى را که خانواده سيد جواد در آن زندگى مى کردند ٬ رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنن د: منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ٬ تا چهار پنج سالگى من ٬ یک خانه ۶۰ ۷۰ مترى در محّله » فقير نشين مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمين تاریک و خفه اى ! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مرا جعه مردم بود ٬ ميهمان داش ت) همه ما باید به زیر زمين مى رفتيم تا مهمان برود . بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند ٬ زمين کوچکى را کنار «. این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم رهبر انقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحان ى پرور و پاک و صميمی ٬ اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ثبت نام کردند و « دار التعّليم دیانتى » یاد بگيرند . سپس ٬ دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى این دو دوران تحصيل ابتدایى را در آن م درسه گذراندن د.ادامه مطلب...






