تبليغاتX
آداب السير والسلوك

سلام

در پاسخ به یکی از دوستان که به تازگی به این وبلاگ سر زده است و در مورد سیر و السلوک سوال کرده است باید بگویم که این جانب در حد و اندازه جواب به این سوال نیستم ولی تنها برای راهنما ای باید بگویم برای این کار خیلی مشکل باید اول یک استاد انتخاب کنیم که آن استاد هم مورد احترام ما باشد و ما آن شخص را انقد قبول داشته باشیم که صحبهای او را به هوا وهوس خود ترجیح بدهیم دوم هم خواندن زنگی نامه های علما هست که ما در این وبلاگ به این مهم دست زده ایم سوم هم شناخت خود است که ما از این دانیا چه می خواهیم . کتابهای زیادی هم در این مورد چاپ و منتشر شده است که درصورت علاقه آنها را به شما معرفی می کنم .

التماس دعا احسان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:50  توسط احسان  | 



 توسعه مسجد مقدس جمكران

 

تا قبل از ورود مرحوم بافقي اين مسجد، متروك بود و چندان به آن توجهي نمي‌شد تا اين‌كه آن بزرگوار با  روح با عظمت و همت مردانه قصد رفتن به آن مسجد و دعوت و تشويق مردم به آن مكان شريف را كرد ، در هر هفته يك مرتبه يا بيشتر، خصوصاًً در شب‌هاي پنجشنبه و جمعه كه با تحصيل طلاب مزاحمتي نداشت، به آن‌جا مشرف مي‌شد و همراه با جمعي از طلاب متدين و پرهيزكار شب را تا صبح بيتوته مي‌كرد .
 سپس اقدام به تعمير آن‌جا و ساختن آب انبار كرد. حتي خود نيز با شوق زيادي كار مي‌كرد و به قدري در احياء مسجد كوشيد كه تا كنون مردم مرهون اقدام و همت ايشان هستند.

 

 ارتباط  و توسل به امام عصر - عج  

مرحوم حجت الاسلام " اسدالله بافقي"، برادر بزرگتر شهيد  "شيخ محمد تقي بافقي" كه شخصيت راستگو و درست‌كار و مورد اعتمادي بود، در اين مورد مي‌فرمود:

مرحوم آيت الله بافقي از كساني بود كه بارها به ديدار حضرت ولي عصر عجل ‌الله‌ تعالي ‌فرجه‌الشريف نائل آمده بود.
 بارها مي‌گفت اگر مرا نكشند زنده خواهم بود تا آن حضرت ظهور نمايند و اگر مرا بكشند، باز ان‌شاء‌الله در آمدن آن جناب رجعت خواهم كرد و به دنيا خواهم آمد تا در ركابش خدمت كنم و دين خدا را ياري نمايم
.
نكته مهم اين‌ كه آن‌
چه از تشرفات و توسلات ايشان به امام زمان عليه‌السلام بر مي‌آيد نشانگر صميميت زيادي است كه بين ايشان و امام و مقتداي خود بوده است.
آن مرحوم نمونه آشكاري از اولياء الهي بود كه نمايانگر اين حقيقت قرار گرفت كه همچون اولين قرن‌ها، با وجود زمان غيبت، مي‌توان با ايجاد سنخيت روحي از بعد ملكي و ملكوتي به امام عصر ارواحنافداه نزديك شد. آن هم در بدترين شرايط روزگار و دوران ظهور ظلم و فساد
.

مرحوم رازي  مي‌فرمايند:

.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:42  توسط احسان  | 



ولادت و والدين

 نامش "محمد تقي" فرزند "حاج محمد باقر تاجر بافقي" و مادرش از سادات  بوده است. و در سال 1292 ه.ق در بافق يزد به دنيا آمد.


تحصيل

داستان زندگي و مجاهدات آن مرحوم را شاگرد با استقامت و وفادارش مرحوم آيت الله  شيخ محمد رازي صاحب كتاب‌  كرامات صالحين  و ... چنين بازگو مي‌فرمايد:
در طول هفده سالي كه در نجف اشرف مشغول به تحصيل و كسب كمالات بود، در تمام شب‌هاي پنجشنبه كه دروس تعطيل مي‌شد، به مسجد سهله مي‌رفت و شب را تا صبح درآنجا  بيتوته می کرد  و صبح از همان‌جا به سمت كربلاي معلي حركت مي‌كرد و فاصله 14 فرسخي ( 84 كيلومتري) آن را يك روزه، پياده مي‌پيمود و نزديك غروب وارد كربلا مي‌شد كه حتي اعراب بياباني و راه نوردان آن‌ها نيز كمتر مي‌توانند اين كار را بكنند.


اساتيد

شيخ محمد تقي بافقي تا قبل از مشروطه از شاگردان "آخوند ملا محمد كاظم خراساني" و "سيد محمد كاظم يزدي" بود و از محضر آن دو نابغه علمي استفاده فقه و صول مي‌كرد.
د
ر علم حديث و درايه از يگانه استاد اين فن "سيد حسن صدر كاظميني" استفاده كرد و از "آيت الله مرعشي نجفي" هم اجازه روايت و حديث داشت.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 12:49  توسط احسان  | 



مهاجرت به عتبات

رفتن شیخ از دزفول که مسلما" به حالت قهر و نارضایتی بوده است، دو علت مهم و اساسی داشته است:
اول : علاقه و توجه شیخ به مراکز و حوزه های بزرگ علمی نجف و کربلا
دوم: ناخشنودی شیخ از نفوذ ملاکان و خوانین و وضع اخلاقی تربیتی آنها

 شیخ بسال 1249ق. به قصد توطن در عتبات به کربلا رفت و زمانی وارد آن شهر مقدس گردید که چند سال از فوت شریف العلما متوفای 1245ق. گذشته بود و فقیه برجسته ای در آن شهر نبود، و تدریش حوزه علمیه نجف را دو نفر از فقهای بزرگ و مشهور به نامهای شیخ علی فرزند شیخ جعفر کاشف الغطا و شیخ محمد حسن صاحب جواهر به عهده داشتند.

 شیخ انصاری در کربلا سکونت گزید و برای استفاده از شیخ علی کاشف الغطا، بیشتر اوقات از کربلا به نجف می رفت و در مجلس آن فقیه شرکت می کرد و با اینکه استادش صریحا" می گفت که شیخ مرتضی به استاد نیاز ندارد و خودش مجتهد مطلق و صاحب فتواست، اما شیخ انصاری به احترام خاندان بزرگ و مشهور کاشف الغطا، تا سال مرگ شیخ علی یعنی 1254ق. در مجلس درس وی حاضر می شد.

 شیخ انصاری پس از وفات کاشف الغطا، مجلس درسی در کربلا تشکیل داد.
مرحوم شیخ منصور می فرمود:
 شیخ انصاری از دزفول به قصد سکونت در عتبات به کربلا رفته و پیش از حمله نجیب پاشا به کربلا، از آن شهر به نجف هجرت کرده است.

ملا نصرالله تراب - از شاگردان شیخ  -  در لمعات البیان می نویسد:
شیخ روزگاری طولانی ـ قریب شش سال ـ در نحف اشرف، در خدمت شیخ علی ـ کاشف الغطا ـ نیز گذرانید تا یگانه روزگار شد و مرجع اهل زمانه گشت.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 10:23  توسط احسان  | 



ولادت

شیخ مرتضی روز هجدهم ذی الحجه ـ عید غدیر ـ سال 1214 هـ . ق. در محله مشایخ انصاری تولد یافته است.


والدین

نام پدر او شیخ محمد امین از فضلای خاندان انصاری دزفول بوده است.
وی سه پسر داشته که به ترتیب سن: مرتضی و منصور و محمد صادق نام داشته اند  و هر کدام از برادر بزرگتر خود، ده سال کوچکتر بوده اند.

مادر شیخ انصاری بانویی درس خوانده و مؤمنه و متعبده و از خاندان انصاریهای دزفول بوده است، گویند سعی داشته که هنگام شیر دادن به فرزندان بزرگ خود ـ مرتضی ـ با وضو باشد.

کودکی

مرتضی از کودکی چنان شوق تحصیل داشته و با کوشش بسیار به درس و مطالعه مشغول بوده که کمتر به بازیهای بچگانه می پرادخته است، چنانکه در دهسالگی کوچه های نزدیک به خانه خود را نمی شناخته، گویند روزی پدرش خواست او را به جایی بفرستد که تا خانه آنها راه چندانی نبود، به پدرش گفت : کوچه ای را که نام می بری نمی دانم کجاست!

در حالی که در همان زمان روزی جمعی از طلاب مشایخ انصار که به سن از او بسیار بزرگتر بودند، در اطاق شیخون درباره معنای کلمه اَشنی بحث می کنند، مرتضای دهساله به آنها می گوید: اَسنی یعنی روشنتر و توجه آنها را به شعر نصاب الصیبان: ضیاء نور و سنی روشنی افق چه کران ... جلب کرد و به مباحثه و قیل و قال آنها خاتمه داد.

شیخ مرتضی به روزگار نوجوانی طلبه ای پرکار و خوشفکر و خداترس بود، غالبا" تا نیمه شب به مطالعه و نوشتن درسهای خود مشغول بود، اول شب شام نمی خورد تا خوابش نیاید و پس از رسیدگی به دروس خود شام می خورد .

شیخ مرتضی ادبیات عرب و مقدمات را نزد پدرش و فضلای دزفول خواند و فقه و اصول دوره سطح را خدمت عموزاده خود شیخ انصاری که از فقهای درجه اول دزفول بود، تحصیل کرد و سپس به همراه پدرش برای تکمیل تحصییلات به عتبات ـ کربلا و نجف ـ رفت.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 2:48  توسط احسان  | 



مقبره مختار ثقفی

در سفر عتبات ، ایشان فرمودند:
فاتحه ای هم برای « مختار بن ابی عبیده ثقفی» بخوانیم، ما دانستیم که آن قبر مختار ثقفی است.
من از ایشان سؤال کردم که مختار چطور آدمی بود؟
فرمود که چون در دل محبت بعضی از دشمنان فاطمه زهراء ( علیها السلام) را داشت، طبق امر الهی روز قیامت او را به جهنم می برند ولی حضرت سیدالشهداء ( علیهم السلام) به منظور قدردانی از خدماتش او را شفاعت می کند.

 

ملائک روز و شب

خطیبی که در مراسم ترحیم ایشان سخنرانی می کرد بعد از اینکه دید اطرافیان می خواهند حاج ملاآقا جان را به او معرفی کنند در منبر گفت :
از شما تعجب است که می خواهید او را به من معرفی کنید، من خودم یک کرامت از او دیده ام که نقل آن شما را هم به عظمت روحی این مرد بزرگ بیشتر آشنا می کند.
شب جمعه ای که من و او در حرم حضرت سیدالشهداء ( علیه السلام) بیتوته کرده بودیم ،من منتظر اذان صبح بودم و ساعت دقیقی هم نداشتیم، از حاج ملا آقا جان سؤال کردم: صبح شده یا نه؟
 اشاره ای کرد و گفت: ببین ملائکه صبح پائین می آیند و ملائکه شب بالا می روند.
آن واعظ در منبر نگفت که من در آن موقع چه دیدم ولی قسم خورد و گفت: به خدا قسم می دید و می گفت: و وقتی دقت کردیم و تفحص نمودیم متوجه شدیم که همان لحظه اذان صبح و طلوع فجر بوده است.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 5:45  توسط احسان  |