سيد بن طاووس (ره ) فرمود: شـخـصـي روز يـكـشـنبه اي در بيداري خدمت حضرت صاحب الزمان (ع ) رسيد كه آن حضرت ، اميرالمؤمنين (ع ) را با اين جملات زيارت مي نمود.
الـسـلام علي الشجرة النبوية و الدوحة الهاشمية المضي ئة المثمرة بالنبوة المونقة بالامامة السلام عليك و علي ضجيعيك ادم و نوح السلام عليك و علي اهل بيتك الطيبين الطاهرين السلام عليك و علي الملائكة المحدقين بك والحافين بقبرك يامولاي يا اميرالمؤمنين هذا يوم الاحد و هو يومك و بـاسـمك و انا ضيفك فيه وجارك فاضفني يا مولاي و اجرني فانك كريم تحب الضيافة و ماءمور بـالاجـارة فـافعل ما رغبت اليك فيه و رجوته منك بمنزلتك و ال بيتك عنداللّه و منزلته عندكم و بـحـق ابن عمك رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله و سلم و عليكم اجمعين
روزهاي يكشنبه مـتـعـلـق به حضرت اميرالمؤمنين وحضرت فاطمه زهرا (ع ) است و اين زيارت در كتاب مفاتيح الجنان ذكر شده است .
كمال الدين ج 2، ص 81، س 29.
چند کتاب جدید در کتاب خانه مذهبی
پيرمردي در مـحـضـرش نشسته و كتابي در دست دارد و برايش مي خواند،و حدود شصت مرد در آن مكان در اطراف او نماز مي خوانند: بعضي از آنها لباسهاي سفيد و بعضي لباس سبز به تن داشتند.آن پيرمرد حضرت خضر (ع ) بود. او مرا نشانيد.
ادامه مطلب...
سيد بن طاووس (ره ) مي فرمايد: شخص موثقي ، كه اجازه نداده نامش را بگويم ، برايم نقل كرد: از خدا خواستم كه حضرت ولي عصر (ع ) و امام زمان خود را ببينم . در خـواب ديدم كه كسي به من فرمود: آن حضرت را در فلان وقت مشاهده خواهي كرد. در همان وقـت بـه كاظمين رفتم .وارد حرم مطهر شدم .
ناگاه صدايي شنيدم ، كه صاحب آن صدا، حضرت امـام مـحـمـد تـقـي (ع ) را زيـارت مـي كـرد. من صاحب صدا راقبل از اين جريان مي ديدم ، ولي نـمـي دانـستم كه آن بزرگوار است ، اما در اين جا ايشان را شناختم ، در عين حال ، نخواستم بدون مقدمه خدمتشان مشرف شوم . به همين علت داخل حرم شده و سمت پايين پاي حضرت موسي بن جعفر(ع ) ايستادم . ناگاه همان بزرگوار، كه مي دانستم حضرت بقية اللّه (ع ) است با يك نفر ديگر كه همراه او بود، از حرم بيرون رفت . من ايشان را ديدم ، اما مهابت و رعايت ادب مانع شد كه چيزي بپرسم
كمال الدين ج 2، ص 173، س 22.






