• منظور از معرفت و شهود و لقاء، فناء در ذات اوست.
• منظور از فناء، معدوم شدن نيست بلكه عبور از محدوديتها و خوديتها است.
• كمال يعني بين خدا و انسان حجابي نباشد و انسان علم و قدرت و حيات بينهايت خدا را احساس نمايد.
• حاج سيدهاشم برتر از ادراك مردم بود، او از جزئيت عبور كرده و به كليّت پيوسته بود.
• تنها نيروي عشق به خدا است كه ميتواند انسان را به كليّت و فناء در او برساند.
• سلوك الي الله بدون استاد و مراقبات قلبي و ذكر و فكر، پنداري بيش نيست.
• التزام به واجبات و دوري از معاصي بدون توجه به خدا مجوسيّت است.
• حاجتهاي مردم غالبا امور مادي است و ميخواهند وصلهاي به وصلههايشان اضافه كنند.
• مردم چرا مكاشفه ميخواهند؟ عالم سراسرش مكاشفه است.
• براي حركت به سوي خدا بايد به روايت"عنوان بصري"عمل كرد.
• در حوزههاي علميه بايد درس عرفان عملي تدريس شود.
• عذابهاي آسماني نتيجه ناسپاسي و بيحرمتي به حقايق دين است.
• عرفاي غير شيعه در طول تاريخ يا عارف نبودند يا تقيه ميكردند.
• سلوك راه خدا بدون ايثار و انفاق و تحملها ممكن نيست.





